تبليغاتX
قلعۀ بابک آذربایجان - کرد تروریست لرینین داورانیشلارینین چو’زومله سی ( آنالیزی )

 

اسلحه ای که کرد را انتخاب می کند!

 

 سانای تورک قیزی

 

 

 

وقتی سخن از جنبش ملی گرای کرد به میان می آید لاجرم وجهه ی نظامی گری بعنوان جزئی لاینفک خویشتن را می نمایاند و قتل و خون و غارت را تک ثمره جنبش خویش نشان می دهد. حقیقت تاریخ را نیز گواهی جز این مدعا نیست. شورش شیخ عبیدالله را ام الحوادث قرن و خونبارترین رویداد 120 سال اخیر دانسته اند، وحشی گری های سیمکو عنوانی جز اؤز دمیر غارتگر برای وی به همراه نداشت و 30000 هزار شهی دنیز ثمره جنون خون آپو – عبدالله اوجالان- است. اما در راه کدامین ایده آل و آرمان و با کدامین سلاح؟

 

 

 انسان کرد فردی بی سواد و عشیره اتی است که با تفنگش  در رکاب ارباب  عمر سپری می کند. در گذشته  ارباب ها و خان ها بر زندگی  وناموس این انسان های ساده حکومت  می کردند و وقتی که جهان پروسه های جهانی شدن را سپری می کند همان خان ها و ارباب ها به نام رهبر و گروه و سازمان بر سرنوشت این انسان های بدبخت حکومت می کنند. وقتی کودکی در عائله کرد به دنیا می آید  گویی  اتوماتیک وار یک نفر بر تعداد یکی از تشکیلات های جهنمی کرد افزون گشت. وی حق انتخاب ندارد شاید این انسان از ترور و تروریسم و قتل وغارت نفرت دارد و به سراغ اسلحه و تشکیلات نمی رود بلکه این اسلحه و سازمان است که سراغ این کودک می رود و نگاه عقلانی اش را ایدئولوژی سازمانی تباه می سازد. سخن بر مخالفت با سازمانی و تشکیلاتی بودن مبارزات  نیست بلکه از چگونگی انتخاب و عضویت در آن است. این کرد نیست که اسلحه را برای آرمان خویش بکار می گیرد و ترور را ترجیح می دهد بلکه این تاریخ جنون وار و پر از قتل و غارت  که  ساخته و پرداخته رهبران فاقد شعور و عقلانیت و هوسران و مجنون خون کرد می باشد، وی را مجبور به انتخاب اسلحه می کند.

 

 

هر دختر کردی که با مادر قهر می کند و از خانه فراری می شود، سیاسی گشته و پیشمرگی می شود در راه درد ملت بودن  بدون آن که خود بداند  ناخواسته وی را تبدیل به روبات آدمکشی کرده اند  وملعبه دست کدام مجنون شهوت و قدرت گشته است؟ و با دو ماه  کلاس تئوریک ، عظمت ناسونالیسم  و ملت شدن را تا قتل انسان های بی گناه و تجاوز به خاک وناموس ملی دیگران یائین می آورد و به اصطلاح  گریلایی می شود در راه آزادی ملت  و می خواهد این قهرمانی  مترسک گونه را در کوه های سر به فلک کشیده و یا در اردوگاه های وحشت PKK- PJAK  با اشک های پشیمانی جبران کند ولی چنان در چنگال رهبران نفرت و کینه گرفتار آمده است که تنها یک راه دارد مرگ و تبدیل شدن به نردبان ترقی خان ها و ارباب های دیروزی . اگر خان ها دیروز در روستا ها  بر زنان و دختران عشیره های کرد به عنوان رعیت به آنها تسلط داشتند امروز به نام آزادی کرد و در اردوگاه ها به  آنان تجاوز می کنند.

 

 

وضع برای پسران شاید بدتر از دختران عضو گروه های تروریستی کرد باشد، چرا که دختران عضو این تشکیلات های مخوف تبدیل به منجی مالی تشکیلات های خود شده و با تشکیل باند های فساد و قاچاق فحشا و خود فروشی های سازماندهی شده در سواحل تفریحی کشورهای مختلف به منابع بسیار غنی مالی تشکیلات های کرد بدل می شوند ولی پسری که فرزند دهم ، یازدهم پدر است و پدر را توان رساندن روزی رسانیش نیست  راه اردوگاه های  تروریستی را پیش می گیرد. چند جلسه آموزشی و تعدادی جزوات از رهبر آپو برای این انسان بی سواد و امل کافی است از وی عنصری سازد که کورکورانه انسان های بی گناه را بکشد و یا برای ثروتمند شدن رهبران تروریستی خود به عنوان حلقه زنجیر باند تجارت مواد مخدر در یکی از زندان ها عمر سپری کند.

 

 

 

همین انسان های مسخ شده ، ایدئولوژیک و عقلانیت باخته ای که از کودکی اسلحه به دستش می دهند  باید و می بایدی می شود بر هوشیاری ملت آذربایجان در دفاع از بودن خویش چرا که نه با منطق و دیالوگ  بلکه با اسلحه ای که انسانی را به استثمار کشانده مواجه است و حتی به کودک خود نیز رحم نمی کند.

 

 

 

http://www.millishura.com/Farsi/azsoz/silah-kurt.htm

+ یازیلمیش:  86/06/23    بابک قره داغی ( قیلینج )  | 

 
-------------------------------------------------------------------